efafemalakoot free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
بی هوا امشب یه جمله ای به گوشم خورد که دلم رو لرزوند .
میگن خدا غیر مستقیم با آدما حرف میزنه اما یهو یه تلنگوری
بهم زدن که این حرف رو خدا داره به تو میگه .
از زبون یکی از بنده های خوب خودش .
یکی داشت میگفت :" میگن خدا غیوره! یعنی دوست داره بنده هاش
فقط برای خودش باشن " .
یه صدایی ته دلم گفت : " آخه بنده ی ناشکر خدا مگه قبول نداری که
هر برگی که از شاخه می افته حتما خدا حکمتی توش قرار داده!! ".
شاید الان هم خدا می خواد دل تو رو از هر چیزی از هر کسی که تو
دنیاست ببره. تا فقط مال خودش باشی .می خواد هواست فقط پیش
خودش باشه....
یکی دیگه از دوستام میگفت : "وقتی که دیدی بی غمی بدون خدا
به یادت نیست ! "
وقتی که فکر میکنم میبینم که راست میگه. عشق من خیلی زمینی
بود.همه دنیام اون بود . فکر میکردم تو این دنیا تکیه گاهم
اونه . اون برام یه جورایی یه بت بود . خدا خواست که این بت
جلوچشمام بشکنه .بفهمم که اونم بنده ی خداست.
درست یکی مثل من .
من نصف بیشتر قلبمو داده بودم به اون . اما خدا انگار همه دلم
رو میخواست که مال خودش باشه !

خدایا اینو خوب میدونم که من بنده ی خوبی برات نبودم .شاید
هنوزم خیلی باور ندارم که دوستم داری .شاید باور ندارم که به
فکرمی .میدونی چرا ؟ چون خیلی صدات کردم. نشنیدی؟؟!!
خیلی برات حرف زدم توو خواب. توو بیداری .هر لحظه.هر ثانیه
صدات کردم.نمیدونم چند صد کیلومتر راه رفتم و سر به آسمون می
کردم و باهات حرف می زدم. چند صد ساعت باهات درد دل می کردم .
حرفمو بهت میزدم .
اما یهو پشتم خالی شد .وجودم تهی از معنی شد .
راستش اینه که خدا جونم از دستت شاکی شدم .
خیلی دلم شیکست که تو هم حرفمو نشنیدی.خدایا خیلی چیزا دست
من نبود .اما دست تو که بود .نبود؟؟
ناجور زدی توی ذوقم.
میدونم این کفره اما من به خودم گفتم که دیگه باهات حرف نمیزنم .
آخه چه فرقی داره؟؟
خدایا چرا اونا که یادت نمیکنن انگار بی غم ترند؟؟
انگار شاد ترند و تو به حرف اونا بیشتر گوش میدی؟!
میگن که خدا هر چی اونا بخوان زودی بهشون میده که دیگه
صداشون رو نشنوه اما دوست داره که بنده های خوبش زیاد
صداش کنن .برای همین دیر جوابشون رو میده .....
اما خدایا من که فکر نمیکنم از اون خوبا هستم !

خدایا حرف منو هم گوش بده که بفهمم می شنوی .
آخه پس من دلم به چی خوش باشه؟؟؟
خدایا من هم میخوام به حرفم گوش بدی .یه جوری نشون بده
که می شنوی.دلم خیلی گرفته .خدایا اون همه اشکامو ندیدی؟؟
فکر کنم اگه همشون رو جمع کرده بودم تا حالا حداقل یه دریایی
زلال و قشنگ داشتم که تو ساحلش می تونستم تنهایی بشینم و
غروب رو نگاه کنم و بهت فکر کنم و باهات حرف بزنم .
اما حالا چی دارم؟؟
خدایا مگه ندیدی ؟ مگه نشنیدی؟
خدایا تنهام نذار.یا منوببرزودی پیش خودت یا دستمو بگیر تا گم نشم.
توی این دنیا بجز تو کسی رو ندارم . تو اگه منو میخوای .من مال تو.
دلم.احساسم.همه مال تو .
اما در عوض همه اینا یه دل آروم و مهربون بهم بده .
فقط همینو ازت میخوام .
همین .

یادش بخیر پارسال هم چنین پستی دادم !
امیدوارم سال دیگه هم باشم
اتفاقا پارسال هم همین موقع پست دادم !
خلاصه عیدتون مبارک
همتونو دوست دارم
برام دعا کنید
یا علی
خداحافظ
خدایا عجب نعمتی به فرمان دادی !
عجب صدایی دادی بهش !
من که وقتی فرمان میخونه مست میشم و از خودم بیخود میشم
مخصوصا وقتی اینو میخونه :
دم بود نایی من در دمِ دم هستم نی
بند بندم همگی پر بود از نغمه وی
هر دم از دم بزند آتشم اندر رگ و پی
عشق دم گاه به رومم کشد و گاه به ری
"گاه اندر عرب اندازد و گاهی عجمم"
یا رب این نای و نی و ما و من و دمدمه چیست؟
دم به دم می دمد و صاحب دم پیدا نیست
پر صدا کرده جهان را ز منم این منم کیست؟
منم این صاحب دم ،یا من او هر دو یکیست
"او منم یا منم او یا بود از او منمم"
منم آن ذات که در عین صفات آمده ام
از حضور شه شیرین حرکات آمده ام
خضر راه حقم و از ظلمات آمده ام
گمرهان را هله از بهر نجات آمده ام
"ای بسا مرده که یک دم شود احیا ز دمم"
من که از باده خم هو هو مخمورم
نیست جز درد کشی چیز دگر منظورم
من ز هفتاد و دو ملت به حقیقت دورم
بر سر دار انا الحق زنم و منصورم
"خصم اگر سنگ ببارد به سرم نیست غمم
این ماه کنسرت داره
امیدوارم بتونم چند روز دیگه حتما برم از نزدیک ببینمش !
ایام محرم رو تسلیت میگم
به این سایت برین این جا همه چی هست ( برای محرم )
نوحه ُ کلیپ ُ عکس ُ و.............
یه مدت آپ نکردم .......... ببخشید
میخوام بگم دیگه نظر سیاسی ندید لطفا چون من با سیاست کاری ندارم
من فقط یه عاشقم .... نترسید بابا عاشق خدا هستم ! ![]()
خوب دیگه مزاحم نمیشم
یا علی
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد،
به دست کودک گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من ، سکوت مرگبارم را .


خدايا ! من چرا نميتونم تو رو درک کنم ؟
خدايا ميدوني چيه ؟ خيلي وقته دلم گرفته ولي هر وقت چشام بيادت باروني ميشه هيچکس نيست به حرف من گوش کنه ، آخه ميدوني من واسه هيچکس مهم نيستم
خدايا چرا آدماي روي زمين روحشون مثل مجسمه هاي سنگي سفت و سخت شده ؟
خدايا به اين بنده هات بگو که هنوز عشقو از روي زمين پاک نکردي ، چرا وقتي دلم پر از غصه شده بايد يه گوشه تنها بشينم ؟ يعني هيچکس نيست ؟
هر وقت که باهات حرف ميزنم آروم ميشم ، تو دلم ميگم ، بنده هات رو بيخيال ، خودتو عشقه !
آره فقط تو ، خدايا چرا بهت نميرسم ؟ خدايا من که نميدونم تو کجايي ، از کدوم راه بيام ؟
يه ميانبر نيست ؟
اي خدا ! ميدوني چقدر حرف نگفته تو دلم مونده ؟
چي بگم آخه

من ديگه روحم سرد و يخ بسته شده !
نميدونم کجا گير کردم ، بايد بيام بيرون ، دستمو ميگيري ؟
هرچي اشک ميريزم فايده نداره ، آره بي فايدس ، بايد يه کار ديگه کرد
خدايا منو چقدر ميخواي رو زمين بذاري ؟
خيلي ميترسم شايد تا اون موقع آدم نشم !
يعني منو ميندازي تو جهنم ؟
خدايا خيلي کم به حرفات گوش کردم يا اصلا بهتر بگم گوش نکردم
ولي تو هر چي گفتم گوش کردي ، حسابي جلوي روت خجالت زده ام
آره ، من بنده ي بدي هستم
من............
من يه .............
ديگه ديوونه شدم ، ميخوام بيام پيشت
خدايا زود باش
زود باش
منو درياب..............

آقا جان هنوز هم اين کافران بر شما رحم ندارند ، ببين چگونه حرمت را ويران کردند ،
کجايي حجته بن الحسن ؟ کجايي ؟
آقا بيا و درد و دل ما را بشنو ........
مولا جان يا امام حسن عسکري :
چقدر غريبانه بود عروج آسماني ات
درود خدا بر تو و بر غريبانگي ات
چه سخت است وسعت اندوه در دل ما
و چه جان کاه است..........
هنوز کوچه هاي سامرا ياد تو را در دل مرور ميکنند
جانم به فدايت ، جانم به فدايت اي آقاي من !
تسليت ميگويم از سوز جگر يا ابن الحسن
بر تو از داغ جگر سوز پدر يا ابن الحسن
معتصم دادش چه زهري کز شرارش اين چنين
ميزند چون مرغ بسمل بال و پر يا ابن الحسن
من نميدانم بجز ترويج دين کارش چه بود
کز ستم شد اين چنين خونين جگر يا ابن الحسن
سنجد ( نداي خرد گرايي و دعوت به عقل)
سنجد را بر اين تفکر بر سفره مينهند که تا هرکس با خويشتن عهد کند که در آغاز سال نو ، هر کاري را سنجيده اغاز نمايد، و تنظيم امور زندگاني ، خردمندانه باشد
سيب ( نماد صحت و سلامت فرد و جامعه )
سيب نماد سلامتي است. جمله معروفي است که ميگويد ، هرکس که روزانه يک سيب بخورد ، وي را به طبيب نيازي نيست و در منقولات اسلامي امده است که نگاه کردن به سيب عبادت است ، وخوردن ان ثوابي بالاتر دارد
سبزه(صلاي خوش خلقي وايثار)
سبزه نشانه خوش اخلاقي و خرمي و شادابي ميباشد . انساني که مردمدار ي را همواره رعايت کند ، چنين شخصي ، طالع نيک را براي خويش ترسيم کرده ، و در همه ي کار ها ، توفيق رفيق اوست
سمنو(نيايش قدرت و مبارزه با ضعف )
سمنو ، علامت قدرت است . ادمي ، در کشاکش زندگي خود و مبارزه با طبيعت ، ميبايست نيرومند و قوي باشد . و سمنو ، که آن را غذاي مزد اخرين نيز گفته اند ، بدون آنکه هيچ شيريني مضاعفي به آن افزوده شود ، با جوانه گندم تهيه ، و غذايي بسيار مقوي و پر انرژي است
سرکه ( نشانه پذيرش ناملايمات حياط )
سرکه پذيرش نا ملايمات ، نماد رضا و تسليم است . بايد به اين نکته واقف شويم و اين اصل مسلم را دريابيم که زندگي پيوسته توام با رنج و مشقت و زحمت است ، و هيچ انسان معتقد و با مسئوليتي نيست که بدون دغدغه بتواند ادامه زندگي دهد
سماق ( عدالت ، صبر و اميد در ساحل زندگي )
سماق سمبل صبر و بردباري و تحمل ديگران است . ضمنا گوياي يک اشارت دقيق به صبر و حوصله و بردباري و مبارزه جهت خواست و آرزوهاست
سیر( موعظه ي نگهداشت حد و حقوق افراد و عدم تجاوز)
سير به نشانه ي دست نگاهداشتن از تجاوز است ، و پاي از گليم خويش بيرون نکردن ، وبه معناي راضي و خشنود و کامل و کافي و تمام و پرو انباشته نيز در ادب پارسي بکار رفته است ، ودر واقع به معني عدم نياز است
سير ، گذشته از آن که خواص طبي دارد ، در آيات الهي نيز از آن ياد شده است
نکته : در فلسفه هفت سين ، سخن از جهان دست نايافتني نيست . صحبت از کار روزانه زندگي ، و ملموسات و محسوسات حيات ، و اشاره به شدني ها و حتمي و قطعي بودن و ناگزيرهاي آن است . وهمه ي ما در طول حيات خود همواره مواجه با کمي ها و کاستي ها و نامردمي ها يمختلف بوده ايم ، وبايد بپذيريم که در هر روز و هر ساعت ، سرور و بهجت و شادماني و شادکامي نيست . پس براي دست و پنجه نرم کردن با تلخي ها و کژي ها و پذيرش ناملايمات و آفات موجود ، که در يک زندگي عادي هست ، بايد جايي براي نا خواسته ها باشد
کپي از اين مطلب با ذکر منبع بلامانع است